guyglodis learningwarereviews humanscaleseating Cheap NFL Jerseys Cheap Jerseys Wholesale NFL Jerseys arizonacardinalsjerseyspop cheapjerseysbands.com cheapjerseyslan.com cheapjerseysband.com cheapjerseysgest.com cheapjerseysgests.com cheapnfljerseysbands.com cheapnfljerseyslan.com cheapnfljerseysband.com cheapnfljerseysgest.com cheapnfljerseysgests.com wholesalenfljerseysbands.com wholesalenfljerseyslan.com wholesalenfljerseysband.com wholesalenfljerseysgest.com wholesalenfljerseysgests.com wholesalejerseysbands.com wholesalejerseyslan.com wholesalejerseysband.com wholesalejerseysgest.com wholesalejerseysgests.com atlantafalconsjerseyspop baltimoreravensjerseyspop buffalobillsjerseyspop carolinapanthersjerseyspop chicagobearsjerseyspop cincinnatibengalsjerseyspop clevelandbrownsjerseyspop dallascowboysjerseyspop denverbroncosjerseyspop detroitlionsjerseyspop greenbaypackersjerseyspop houstontexansjerseyspop indianapoliscoltsjerseyspop jacksonvillejaguarsjerseyspop kansascitychiefsjerseyspop miamidolphinsjerseyspop minnesotavikingsjerseyspop newenglandpatriotsjerseyspop neworleanssaintsjerseyspop newyorkgiantsjerseyspop newyorkjetsjerseyspop oaklandraidersjerseyspop philadelphiaeaglesjerseyspop pittsburghsteelersjerseyspop sandiegochargersjerseyspop sanfrancisco49ersjerseyspop seattleseahawksjerseyspop losangelesramsjerseyspop tampabaybuccaneersjerseyspop tennesseetitansjerseyspop washingtonredskinsjerseyspop
شنبه , 1 اردیبهشت 1397
داغ
خانه / موفقیت / لطفا لبخند فراموش نشود

لطفا لبخند فراموش نشود

zohur1.ir-1

دخترکوچکی هر روز پیاده به مدرسه اش میرفت و بر می گشت .یک روز صبح ،با اینکه هوا خیلی خوب نبود و آسمان نیز ابری بود. دختر بچه طبق معمول،دختربچه طبق معمول، پیاده به سوی مدرسه راه افتاد.بعد از ظهر که رسید.هوا طوفانی شد و برف شدیدی در گرفت.مادرکودک،نگران از اینکه مبادا دخترشاز راه بازگشت از طوفان بترسدتصمیم گرفت با اتومبیل به دنبال دخترش بروداواسط راه،ناگهان دخترکوچکش را دید که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود،ولی با هر برقی کهدر اسمان زده می شد می ایستاد،به آسمان نگاه میکرد و لبخند میزد.و این کار با هر رعد وبرق تکرار میشد زمانی که مادر اتومبیل را به کنار دخترک رساند ،شیشه را پایین داد و از او پرسید:چکار میکنی؟ چرا بین راه می ایستی؟دخترک پاسخ داد:من سعی میکنمصورتم قشنگ به نظر بیاید،چونفرشته ها دارند مرتب از من عکس میگیرند.اگر بتوانید همیشه این طور به مسایل نگاه کنیددیگر جایی برای زانوی غم بغل گرفتن نمیماند و لبخند از لبانتان قهر نخواهد کرد پس لطفا لبخند فراموش نشود

Print Friendly

درباره‌ محمدپور ماهونکی رضا

2 نظر

  1. سلام خیلی زیبا بود ولی مطلب کم دارید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*