guyglodis learningwarereviews humanscaleseating Cheap NFL Jerseys Cheap Jerseys Wholesale NFL Jerseys arizonacardinalsjerseyspop cheapjerseysbands.com cheapjerseyslan.com cheapjerseysband.com cheapjerseysgest.com cheapjerseysgests.com cheapnfljerseysbands.com cheapnfljerseyslan.com cheapnfljerseysband.com cheapnfljerseysgest.com cheapnfljerseysgests.com wholesalenfljerseysbands.com wholesalenfljerseyslan.com wholesalenfljerseysband.com wholesalenfljerseysgest.com wholesalenfljerseysgests.com wholesalejerseysbands.com wholesalejerseyslan.com wholesalejerseysband.com wholesalejerseysgest.com wholesalejerseysgests.com atlantafalconsjerseyspop baltimoreravensjerseyspop buffalobillsjerseyspop carolinapanthersjerseyspop chicagobearsjerseyspop cincinnatibengalsjerseyspop clevelandbrownsjerseyspop dallascowboysjerseyspop denverbroncosjerseyspop detroitlionsjerseyspop greenbaypackersjerseyspop houstontexansjerseyspop indianapoliscoltsjerseyspop jacksonvillejaguarsjerseyspop kansascitychiefsjerseyspop miamidolphinsjerseyspop minnesotavikingsjerseyspop newenglandpatriotsjerseyspop neworleanssaintsjerseyspop newyorkgiantsjerseyspop newyorkjetsjerseyspop oaklandraidersjerseyspop philadelphiaeaglesjerseyspop pittsburghsteelersjerseyspop sandiegochargersjerseyspop sanfrancisco49ersjerseyspop seattleseahawksjerseyspop losangelesramsjerseyspop tampabaybuccaneersjerseyspop tennesseetitansjerseyspop washingtonredskinsjerseyspop
پنجشنبه , 6 اردیبهشت 1397
داغ
خانه / اجتماعی / جایگاه و منزلت انسان در فرهنگ قرآن

جایگاه و منزلت انسان در فرهنگ قرآن

– جایگاه و منزلت انسان در فرهنگ قرآن

با یک نگاه به قرآن از جمله این سوره آشکار می شود که انسان در قرآن از جایگاه والایی برخوردار است برای فهم نگاه ویژه قرآن به انسان چند دلیل از سوره مبارکه می توان ارائه کرد. اول او موجودی معرفی شده است که شایستگی تعقل و خردورزی دارد و اگر غیر این بود داود نمی فرمود: «انّا اَنزلناهُ قرآناً عربیّاً لعلّکُم تَعقِلون» «ما آن را عربی فرستادیم باشد که بیندیشید.» دوم. انسان شایستگی آن را دارد که مخاطب خدای سبحان قرار بگیرد و با او سخن گفته شود. «نحنُ نقُصُّ علیک احسن القصص بما اَوحینا هذا القرآن» ما بهترین داستان ها را به موجب این قرآن که به تو وحی فرستادیم بر تو می‌خوانیم. سوم انسان شایسته آن است که محرم اسرار عالم باشد و آنچه مربوط به فضایی علمی خدا و تحولات زندگی انسان و جامعه است به او خبر داده شود و او عالم به اسرار آینده خود و جامعه است شاهد این سخن آیه های چهارم تا ششم این سوره است که از زبان یوسف (ع) می فرماید: «یا ابتِ اِنّی رأیتُ اَحَدَ عَشَرَ کوکباً و الشمس و القمر رأَیتَهُم لی ساجدین، پدرجان من خواب دیدم که یازده ستاره و خورشید مرا سجده می‌کنند، چهارم این که در آیه پنجم می فرماید: «وکذلک یَجتَبیکَ ربُّکَ» بدین سان خدا تو را برمی گزیند» چرا یوسف محبوب و برگزیده خدا می شود چون از محسنین است در این سوره سه لقب نیکوکاری برای یوسف آمده است در آیه 21 زمانی که یوسف جوانی برنا شد خداوند به او حکمت و دانش عطا کرد می فرماید: «لذلک نجزی المُحسنین؛ ما این چنین نیکوکاران را پاداش می دهیم.» و در آیه 36 دو زندانی همراه یوسف به او گفتند: «انا نریک من المُحسنین: می بینیم که از نیکوکاران هستی.» جایی دیگر به مقام عزیز مصر رسید برادرانش بزرگ مردی او را دیدند و گفتند: «انا نریک من المحسنین؛ ما می بینیم که از نیکوکاران هستی» یوسف را هم خدا و هم خلق خدا از نیکوکاران می دانند. پنجم: انسان موجودی کمال خواه و طالب سعادت جاودانه است و آنچه او را از این سعادت بازمی دارد گناهها و به ویژه ظلم و جهل است حضرت یوسف که به مقام مخلَصین رسید که از هرگونه ظلم و جهلی فاصله می گیرد نه به خدای خود ظلم می کند چون از شرک بیزار است راه توحید را طی می کند، می فرماید: «انی مله قوم لا یؤمنون بالله و هُم بالاخره هم کافرون و اتّبعت مله آباءی ابراهیم و اسحاق و یعقوب ما کان لنا اَن بشرک بالله …؛ من آیین قومی را که به خدا نمی گروند و به آخرت کافرند ترک و آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروی کردم چرا که زیبنده ما نیست که به خدا شرک ورزیم (8)

دو نوع عبرت تاریخی در قصر یوسف و برادرانش می یابیم: الف- فرجام نیک از آن پرهیزکاران است . چنانکه یوسف سعادت هر دو جهان نصیبش شد و ب) عزت و ذلت در دست خداست آنان که از راه باطل می خواند به عزت برسند (برادران یوسف) انسان از بعد حلمت نظری شناخت ابعاد وجود انسان یکی از با ارزش ترین معرفت هاست امیرالمؤمنین می فرماید: «افضل الحکمه معرفه الانسان نفسه، بالاترین حکمت ان است که انسان خودش را بشناسد. «ناظم زاده، 550» من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هر کس خود را شناخت هر آینه پروردگارش را شناخته است. (همان، 549)

با نگاهی در آیات این سوره پایه های اساسی معرفت انسان فراروی ما قرار می گیرد که برخی از آنها در حد بضاعت اشاره می شود (1-2) تجرد نفس به انسان نفس مجرد دارد یعنی همه وجود انسان به ماده و فعل و انفعال های مادی وجود او خلاصه نمی شود بلکه انسان علومی را از دریچه عالم اسرارآمیز خواب دریافت می کند.

قرآن در آیه 3 و 4 این سوره حقیقت را آشکار می‌کند و دربارۀ وی می فرماید: «اوحینا هذا القرآن و اِن کنت من قَبلهِ لِمَن الغافلین» ای پیامبر قصه (یوسف را به وسیله) این قرآن بر تو وحی فرستادیم و تو قبل از آن از نا آگاهان بودی» دلیل دیگری به تجرد نفس آدمی علم به تعبیر خوای است که آیات 6 و 5 و 37 و 46 تا 96 دارد آیات 5 و 6 بیان می کند که حضرت یعقوب و حضرت یوسف عالم به علم تعبیر خواب بودند و حضرت یعقوب به فرزندش یوسف (ع) می فرماید «کذلک یجتبک ربک و یعلمک من تاویل الاحادیث» این خواب گویای این حقیقت است که پروردگارت تو را علم به تعبیر خواب داده و از آینده جهان باخبر می شوی. معرفی عقل به عنوان ابزار شناخت: همان که در بحث جایگاه انسان بیان شد انسان، انسان توان خردورزی را دارد چرا که یکی از بهترین ابزارها برای جداسازی حق از باطل است دوم در آیه دوم می فرماید این قرآن را به زبان عربی نازل کردیم تا باشد در آن اندیشه کنید.

معرفی تاریخ گذشتگان به عنوان یکی از منابع شناخت، در آیه 7 می فرماید: در داستان یوسف و برادرانش نشانه ای برای پرسش کنندگان است انسان با تحقیق در مطالعه گذشتگان درس می آموزد و جایی دیگر در آیه 111 همین سورهمی فرماید: «لقدکان فی قصصهم لعبره یا اولی الالباب هر آینه در سرگذشت پیشینیان عبرتهایی برای خردمندان است.» تاریخ به عنوان منبع شناخت و عبرت آموزی معرفی شده است. علی (ع) در وصیت به فرزندش می فرماید: اگرچه عمر پیشینیان را نکردم اما در اعمالشان اندیشه کردم و در اخباری که از آنان رسید تفکر کردم و در پی اعمالشان سیر نمودم، گویی که از آنان شدم پس زوایای تاریک و روشن زندگی انان را دریافتم و فهمیدم چه کسانی بهره بردند و چه کسانی زیان دیدند … (عبده، ص6-5) یکی از منابع معرفتی انسان وحی است که در این سوره و سوره های دیگر مانند آل عمران 44 هود 49 و نجم 4 بدان اشاره شده است و پیامبران الهی دریافت کنندگان این نوع حکمت معرفت هستند چنانکه در آیه 22 همین سوره در بارۀ یوسف (ع) می‌فرماید: «آیتیاه حلماً و علماً ؛ ما به او علم و حلم بخشیدیم» نظیر همین سوره در سوره های دیگر درباره انبیا ذکر شده است. (نک انبیاء 74 و 79 قصص 14) انسان از بدو حکمت عملی این سوره هم جایگاه ارزشی انسان درنظام هستی را بیان می‌کند و هم ابعاد نظری وجود انسان را می فهمد» بیشترین تأکیدش بر مباحث حکمت عملی و بیان زوایای وجود انسان از جنبه های اخلاقی است بیشترین درس ها را در سازندگی انسان دربردارد که برخی از آنها اشاره می‌کنیم: 1- نفس آدم خدای سبحان در این سوره به انسان آمورش داده است«ان النفسی الاماره بالسوء؛ همانا نفس همواره انسان را به بدیها و زشتی های فراوان وا می دارد به پاره از زشتی های نفس و زشتی های اخلاقی انسان و در مقابل پاره ای از کرامت های انسانی در این سوره آمده است اشاره می کنیم. عصبیت: ریشه اش از عصب است در لغت به معنای گروه پشتیبان است (راغب، 568) شیطان اولین کسی است که اظهار عصبیت کرده علی (ع) می فرماید: «الّذی وَضَع اساس العصبیه؛ او کسی است که بنیان عصبیت را گذاشت. (عبده، 1993، صص 444)

زمانی که در مقابل انسان سجده نکرد و گفت اصل او از آتش است و آدم از خاک تعصب نشان داد انحراف فرزندان یعقوب همین بود که گفتند «یوسف و اَخوه اَحَبَّ الیَّ ابینا مفّو نحن عصبه؛ یوسف و برادرش در نزد پدرمان از ما محبوب ترند در حالی که ما جماعتی متحد و همیاریم.» «حسد» در آیه پنج به آن اشاره شد «انَّ الشیطان الانسان عدوّ مبین» همانا شیطان برای انسان دشمنی آشکار است آری قوه حسد و عصبیت قومی باعث شد آنها پدرشان را متهم به خطاکاری، بی عدالتی و نقشه کشتن برادرشان را بکشند یا او را به چاه بیاندازند این نقشه شوم شیطانی ریشه اش شرک و حسد است یکی دیگر از صفات زشت انسان ها مکرو  حیله گری است برای رسیدن به مقام دنیایی و آزادی خویش دست به نیرنگ می زنند. خدای سبحان در این سوره از زبان یعقوب پیامبر به ما آموزش می دهد مواظب مکر و کید دیگران باشید. می فرماید: «لا تقصص رویاک علی اخوانک فیکیدوا لک کیداً؛ فرزندم رویای صادقانه را برای برادرانت بازگو مکن چون آنها برای تو نقشه می کشند و علیه تو توطئه می چینند» (17) و دیگر صفات زشتشان بی وفایی و عهدشکنی پیمان است. آمدند پیش پدرشان و گفتند یوسف را همراه ما کن به صحرا می بریمش و سالم بَرش می گردانیم طبق گزارش وحی گفته بود» انا له لناصحون، ما خیرخواه او هستیم» و «انا له لحافظون، و ما نگهبان او هستیم» (13) و دیگری دروغ گویی است وقتی یوسف را به چاه انداختند آمدند پیش پدرشان گفتند: «یا ابانا انِا ذهبنا نستبق و ترکنا یوسف عند متاعنا فَاَکلَه الذئب و ما انت بمؤمنِ لنا و کُنّا ما دقن؛ ای پدر ما به مسابقه رفتیم و یوسف را نزد اثاثمان گذاشتیم پس گرگ او را خورد گرچه تو سخن ما را هرچند را هرچند که راستگو باشیم باور نخواهی کرد. (17) زشت ترین صفات دیگر ظلم و ستم کاری است چه این ظلم در حق خود یا حق پروردگار در این سوره خدای سبحان از قول یوسف می فرماید: «انه یفلح الظالمون ستمکاران رستگارنمی شوند. سوی دیگر ظلم بر نفس خویش و خطا گناهی بزرگ است که موجب محرومیت خویش از رستگاری می شود.

و دیگر صفات زنا است که همسر عزیز مصر بر اثر وسوسه های شیطانی مجذوب یوسف گشت دست رد بر او زد و از صحنه گریخت و دیگر افترابستن همسر عزیز مصر زمانی که یوسف از دست او فرار کرد و مواجه شد با عزیز مصر و همسر عزیز مصر گناه خود را پوشاند و برگردن یوسف انداخت و دیگر زمانی بود که برادران یوسف گفتند اگر بنیامین دزدی کرد هر آینه او برادری داشت که پیشتر دزدی کرده بود (آیه 77) این سوره دو چهره درونی انسان را نشان می دهد که یکی چهره زشت وی که نشان از کینه توزی، حسد، ناجوانمردی بی وفایی و ستم است و دیگری چهره با ایمان تقوا پاکدامنی گذشت اخلاق برخی از شخصیت های اخلاقی حضرت یعقوب حضرت یوسف بیان می کنیم. یک صبر و استقامت پایداری در مقابل مشکلات زندگی است.

و دیگرآن جایی بود که پبراهن خونی یوسف را آوردند حضرت یعقوب گفت صبر نیکوست و برای تحمل مصیبتی که شما توصیف می کنید از خدا مدد می جویم. یوسف (ع) الگوی اینگونه صبرهاست و دیگر صبر در نعمت است دست درازنکردن به دیگران و این که عزت و عظمت یوسف الگوی جاودانه ای برای جوانان است.

تقوا ملکه نفسانی که بسیاری از اخلاق فضایل صداقت عفت عفو گذشت شاخه های طبقه تقوای الهی است. پایکدامنی یوسف (ع) برای همگان مشخص است او جوانی بود زیبا، که عفت و پایداری در مقابل خواسته های نفسانی دیگران ایستاد وقتی که تهدید به زندان شد کاخ را ترک کرد و زندان را ترجیح داد یوسف (ع) صاحب مقام اخلاص است که خدای سبحان می فرماید او را ازمخلصین می‌نامد یوسف هم در توحید نظری و هم در توحید عملی به این جایگاه رسید قرآن از زبان شیطان می فرماید: من همه بندگان را فریب می دهم مگر بندگان مخلص تورا این جاست که یوسف نه تسلیم شهوت، قدرت و نه فریب زنان مکار و نه عبد شیطان شد و دیگری عفو و گذشت است وقتی که زلیخا یوسف را زندانی کرد و برادرانش او را به چاه انداختند ولی او همه آنها را بخشید . خدای سبحان به یوسف عطا کرد مدیریت که مهمترین مدیریت بحران است که در آیه 55 این سوره بیان شد و زمانی که پادشاه مصر با او مصاحبه کرد گفت مرا بر خزینه های مصر بگمار که همانا من حافظ بیت المال و عالم هستم و دیگر ارزش انسان ادب است که علی (ع) می فرماید «الاداب ملل مجدده آداب زیورهای همیشه تازه اند.» قرآن کریم در سوره حجرات آیات دوم تا پنجم ادب معاشرت با پیامبر را به مردم می آموزد و خدای سبحان ادب یوسف، برخورد او را با عزیز مصر و همسرش و زندانی ها و پادشاه مصر و برادرانش و درنهایت پدر و مادرش بیان می کند و دیگر دعا کردن و صحبت با خدای یگانه است این سوره به ما می آموزد.

خلاصه:

حاصل کلام این که:این سوره نکات بسیار زیبایی در معرفی زشتی ها و از سوی دیگر جلوه های عالی ایمان، تقوا، اخلاص ، عصمت ، عفت عفو و گذشت و از سوی دیگر جلوه های زشت عصبیت، حسد، کینه، مکر، غرور، بی وفایی بی صداقتی و بی حیایی است و چنان خدای سبحان می فرماید ما یوسف را از پاکان و نیک مردان و مخلصان بود و در زمین مکنت دادیم البته جزای آخرت بهتر از جزای دنیاست.

 

 

 

 

 

منابع

  1. قرآن
  2. صدرالمتألهین، اسفار، ج 6. بیروت 1981
  3. سیوطی، جلال الدین، تفسیر الحلالین. بیروت. بی تا
  4. تققی تهرانی محمدروان جاوید تهران 1399ق.
  5. مولوی جلال الدین، مثنوی معنوی حمکران 1377
Print Friendly

درباره‌ محمدپور ماهونکی رضا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*